تبليغاتX
ஜღ☆ஜســــــــــتاره عشـــــــــــــقஜღ☆ஜ
ஜღ☆ஜســــــــــتاره عشـــــــــــــقஜღ☆ஜ

آنقدر عاشقت میمانم تا لحظه از دنیا رفتنم قصه عشق مرا بنویسند.

http://roozgozar.comhttp://roozgozar.comhttp://roozgozar.comhttp://roozgozar.comhttp://roozgozar.comhttp://roozgozar.comhttp://roozgozar.com

 
 http://roozgozar.comhttp://roozgozar.com
 
 http://roozgozar.comhttp://roozgozar.comhttp://roozgozar.comhttp://roozgozar.comhttp://roozgozar.com     http://roozgozar.comhttp://roozgozar.comhttp://roozgozar.comhttp://roozgozar.comhttp://roozgozar.comhttp://roozgozar.com

  تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

 سلام

امیدوارم حالتون خوب باشه 

فقط خواستم بگم واقعا سرم شلوغه دور درس و دانشگاه هستم شدیدا

فقط میتونم بیام آپ کنم و فعلا نمیتونم برا کسی نظر بزارم

از همگیتون متشکرم بعدا جبران میکنم

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

نوشته شده در یکشنبه 1390/05/30ساعت 8:42 بعد از ظهر توسط ♥مـــــــعود♥|

تو را به جای همه زنانی که نشناخته‌ام دوست می‌دارم
تو را به جای همه روزگارانی که نمی‌زیسته‌ام دوست می‌دارم
برای خاطر عطر گسترده بیکران و برای خاطر عطر نان گرم
برای خاطر برفی که آب می‌شود، برای خاطر نخستین گل
برای خاطر جانوران پاکی که آدمی‌نمی‌رماندشان
تو را برای خاطر
دوست داشتن دوست می‌دارم
تو را به جای همه زنانی که دوست نمی‌دارم دوست می‌دارم.

جز تو، که مرا منعکس تواند کرد؟ من خود، خویشتن را بس اندک می‌بینم.
بی تو جز گستره بی کرانه نمی‌بینم میان گذشته و امروز.
از جدار آینه خویش گذشتن نتوانستم
می‌بایست تا
زندگی را لغت به لغت فرا گیرم
راست از آنگونه که لغت به لغت از یادش می‌برند.

تو را دوست می‌دارم برای خاطر فرزانگیت که از آن من نیست
تو را برای خاطر سلامت
به رغم همه آن چیزها که به جز وهمی‌نیست دوست می‌دارم
برای خاطر این
قلب جاودانی که بازش نمی‌دارم
تو می‌پنداری که شکی، حال آنکه به جز دلیلی نیستی
تو همان آفتاب بزرگی که در سر من بالا می‌رود
بدان هنگام که از خویشتن در اطمینانم.

اثر پل الوار و ترجمه احمد شاملو

نوشته شده در چهارشنبه 1391/02/06ساعت 11:30 قبل از ظهر توسط ♥مـــــــعود♥| |

بعضی ها گریه نمی کنند
 
اما از چشم هایشان معلوم است که اشکی به بزرگی یک سکوت
 
گوشۀ چشمشان به کمین نشسته

 

نوشته شده در شنبه 1391/02/02ساعت 0:33 قبل از ظهر توسط ♥مـــــــعود♥| |


شاعر و فرشته ای با هم دوست شدند ...
فرشته پری به شاعر داد و شاعر ، شعری به فرشته ...
شاعر پر فرشته را لای دفتر شعرش گذاشت و شعرهایش بوی آسمان گرفت ...
فرشته شعر شاعر را زمزمه کرد و دهانش مزه عشق گرفت ...
خدا گفت : دیگر تمام شد ... دیگر زندگی برای هر دوتان دشوار می شود ...
زیرا شاعری که بوی آسمان را بشنود ، زمین برایش کوچک است ... و
فرشته ای که مزه عشق را بچشد ، آسمان برایش کوچک .

 

نوشته شده در چهارشنبه 1391/01/30ساعت 2:52 قبل از ظهر توسط ♥مـــــــعود♥| |

نابینا گفت : دوستت دارم .
ماه گفت : تو که مرا نمیبینی ... چگونه مرا دوست داری ؟
نابینا گفت : اگر می دیدم عاشق زیباییت میشدم ... اما اکنون عاشق خودت هستم . 


نوشته شده در چهارشنبه 1391/01/30ساعت 2:50 قبل از ظهر توسط ♥مـــــــعود♥| |

وقتی تو مال منی ، وقتی در لحظه های دلتنگی در کنارمی ،

دیگر چه آرزویی داشته باشم از خدا

وقتی عاشقانه مرا میخواهی ،

همیشه و همه جا هوای مرا داری ، دیگر چه  بخواهم از این دنیا

من در این دنیا هستم و تو در کنارم ،

اینهمه عشق است در برابر چشمانم...

وقتی  گلی مثل تو در باغچه دلم شکفته ،

یک گلستان است که در دلم نهفته

و اینجاست که عطر حضورت همان هوای نفسهای من است ،

و با این نفسهاست که عاشق مانده ام ،

تو مال منی و من از همه کس بی نیاز مانده ام

وقتی در لحظه های خواستنت تو را در کنار خودم دارم ،

چرا به دنبال تو بیایم ، تویی که همیشه در قلبمی و میتپی برای عشقمان

تو در خانه عشقمی و من تکیه گاهت ، عشق من خیلی میخواهمت...

 این تو بودی که به من عشق دادی ، نفس دادی ،

این تو بودی که معنای زندگی را به من یاد دادی

این تو بودی که محبتهایت مرا عاشق کرد ،

مهربانی هایت مرا اسیر دلت کرد...

این تو بودی که مرا به اوج بردی ،

دستانم گرفتی و مرا تا آنجا که هر دویمان آرزو داشتیم بردی

وقتی یکی مثل تو را دارم ، چرا باید از غم و غصه بنالم،

همیشه شاد میمانم و آواز عاشقی را میخوانم

من از دنیا گذشتم به خاطر تو ، تو از دنیای خودت گذشتی به خاطر من ،

ما هر دو از همه چیز گذشتیم تا رسیدیم به هم ،

و میگذریم تا برسیم به قله عشق با هم...

با هم در کنار هم ، مثل همیشه ، همیشه عاشق هم!


+ وقت نمیکنم به نظرات پاسخ بدم!!!

+سرم خیــــلی شلوغه....

+خلاصه ببخشـــــید

نوشته شده در چهارشنبه 1391/01/30ساعت 2:41 قبل از ظهر توسط ♥مـــــــعود♥| |

 
 
گرمي دست هايت چيست كه دستهايم آنها را ميطلبد ؟ در آينه چشمهايم بنگر چه ميبيني؟ آيا ميبيني كه تو را ميبيند؟ صداي طپش قلبم را ميشنوي كه فرياد ميزند دوستت دارم؟ دوست ندارم كه بگويم دوستت دارم. دوست دارم كه بداني دوستت دارم!
----
اولین پست در سال 1391
نوشته شده در پنجشنبه 1391/01/24ساعت 11:24 قبل از ظهر توسط ♥مـــــــعود♥| |

با عرض سلام خدمت دوستان عزیز

امیدوارم حالتون خوب باشه و خودتون رو برای فرارسیدن فصل بهار و عید نوروز اماده کرده باشین

خیلی زودتر باید این پستو میزاشتم ولی متاسفانه وقت نشد.

ضمن تشکر از دوستانی که به ما سر زدن و نظر گذاشتن باید بگم که به دلیل یکسری مسائل شخصی نمیتونم

پاسخگوی محبت های بی دریغ شما باشم.

امیدوارم با دعای شما و خواست خدا   مشکلات حل بشه و هر چه زودتر بتونم برگردم.

 اگه عمری باشه و باز هم در خدمت شما باشم یکسری تغییرات کلی  در وبلاگ خواهم داد که انتقاد های شما در اون بی تاثیر نیست.....

منتظرم باشید.

التماس فراوان دعا در این روز های پایانی سال

یا حق

و در ادامه..... 


ای خدای دگرگون کننده دلها و دیده ها

ای تدبیر کننده روزها و شب ها

ای دگرگون کننده حالی به حالی دیگر

حال ما را به بهترین حال دگرگون کن

 پیش پیش عیــــــد بر شما مبارک


نظرات این پست به صورت خودکار ثبت خواهند شد .

نوشته شده در جمعه 1390/12/26ساعت 4:47 قبل از ظهر توسط ♥مـــــــعود♥| |

از یــــــ ــــک پشـــــــــ ـــــــه

آموخــــتـم کـــــه اگــ ـــــر

بـــــه کســـــ ـــی زیــــآد محبـــ ـــت کنـــ ـــی

و مدام بــ ــه دور او بگــــــــ ــردی

آخـــ ـــر بـــر ســـــــــرت خـــــــــــ ــواهــــــد

زد!!!

این پست و تقدیم میکنم به چند مخاطب خاص


نوشته شده در پنجشنبه 1390/12/11ساعت 2:14 بعد از ظهر توسط ♥مـــــــعود♥| |

   تمام خطوط تو را حفظ و نمره ام بیست ، 

                 اما باز به حکم جریمه دو دست و یک پا بالا

                                                                 در گوشه ی قلبت ایستاده ام.!

                               

                         آهآی تَمومــِ زندِگیـــمـــ ...

                                                   بـ ی تُوتَمومــِ زندِگیـــمـــ ..   

نوشته شده در جمعه 1390/11/28ساعت 11:44 قبل از ظهر توسط ♥مـــــــعود♥| |


حالمــ گرفتـ ـہ از ايـטּ شهـ ــر



که آدمــ هايشــ همچـ ــوטּ هوآيشــ



ناپايدآرنـ ــد ....



گاهـ آنقـ ــدر پاڪــ ڪـہ باورتــ نمے شـ ــود



گاهـ آטּ چنـ ــاטּ آلودهـ ڪـہ نفستــ مے گيـ ــرد...

http://www.inthemyheart.blogfa.com/

نوشته شده در پنجشنبه 1390/11/27ساعت 1:20 قبل از ظهر توسط ♥مـــــــعود♥| |

اگر صاحب بهشت بودم...

آنقدر روی زمین آن سیب مــے کـاشتم تا همه ی اهل آن را بیرون کنم...!

من باشم ...

تو باشــے ...

خــدا باشد ....

و دیگر...

تنهایــے و تنهایی و تنهایــے

          

http://s2.picofile.com/file/7270499779/jfpr7u3bmlk40yhsau7l.jpg

http://loo0veee.blogfa.com/

نوشته شده در دوشنبه 1390/11/24ساعت 6:38 بعد از ظهر توسط ♥مـــــــعود♥| |

شاید آن روز که سهراب نوشت :

"تاشقایق هست زندگی باید کرد"

خبری از دل پردرد گل یاس نداشت.

هرگلی هم باشی

چه شقایق چه گل میخک و یاس

زنــــــــــدگــــــی اجبــــــــــــــــــــــاریــــــــــــــــــست


نوشته شده در پنجشنبه 1390/11/20ساعت 5:28 بعد از ظهر توسط ♥مـــــــعود♥| |

 

همیشه باش که بی تو عذاب میکشم ، نمیتوانم سختی های دنیا را  

بی تو روی دوش بکشم!

همیشه باش که بدجور نیاز دارم به تو ،

باز هم محبتی به قلبم کن که زندگی ام را مدیونم به تو

تو آمدی و عشق را دوباره پیدا کردم ،

آن عشق بی معنا برایم بامعنا شد و همین شد که قلبم دوباره جان گرفت...

بمان و یاری کن مرا ، تا پایان این راه همراهی کن مرا،

 

نوشته شده در سه شنبه 1390/11/18ساعت 12:54 بعد از ظهر توسط ♥مـــــــعود♥| |

تـــــ ــــــــــ ـــــو همانند خورشیـــــــ ـــــد می درخشـــــ ــــی

تو خورشــــ ـــ ــــــید قلبه تاربکـــــــــــــم هستــــ ــــ ــــــ ــی

امـــا خورشیـــد غروب میکند امــــا تو هر ثانیه طلوعـــی زیباتر در قلبــم داری

♥مـــــــعود♥

نوشته شده در یکشنبه 1390/11/16ساعت 5:9 بعد از ظهر توسط ♥مـــــــعود♥| |

تَلـــــــخ تر......

تَلــــــخ تر از گِریـــــه ی یک دیوووانه عاشِــــق

تَلـــــــخ تر از صِدای شٌـ ـــر شٌــــ ــر دلــــ تنگــ ــی های ابــــــرها

تَلــــــخ تر از جُدایـــــــــی های بی وصال

ایســـــــــــتگاه بی کسیست!

اری اینجا ایستـــــــــــگاه بی کسی رویــــــــــــاهای مَن است..

♥مـــــــعود♥

التماس دعا

نوشته شده در یکشنبه 1390/11/16ساعت 4:45 قبل از ظهر توسط ♥مـــــــعود♥| |

                                         

ایــــ دنیــــــا بـــدان من میــــــــــــخندم

من به تـــــو میخنــــــدم

در ایـــــــن روزگـــاری کـــه دارد خنـــــدیدن از یــــادم میـــــرود!!!

♥مـــــــعود♥

 

نوشته شده در جمعه 1390/11/14ساعت 11:29 قبل از ظهر توسط ♥مـــــــعود♥| |

 

 حرفای خاکستری قلبه خاکستریه من

http://s2.picofile.com/file/7226103545/13239547444.jpg


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه 1390/11/12ساعت 6:36 قبل از ظهر توسط ♥مـــــــعود♥| |

گاهیـ دلمـ از هــر چه آدمـ استـ میـ گيــرد...

دنیـــاے ایـــن روزاے مـــن همقـــد تـــن پوشـــم شـــدهـــ

خیلیــ حرفـا میشـــه اینجا نوشــت, امـا...

نهـایتــ ــا, چـاره ایــ جـز سکـوتــ نیستـــ

نوشته شده در شنبه 1390/11/08ساعت 10:22 قبل از ظهر توسط ♥مـــــــعود♥| |

صبر کن سهراب

گفـــتــــــه بـــــــــودے

قایـــــقـــــے خواهــــــم ساخــــــت

قــــــایــــــــــــقــــــــــــــــت جــــــــــــا دارد

من هم از همــــــهـــــمـــــه اهل زمیــــــن دلگــــــــیرم ...

ثانیه هاے پشت چراغ قرمز را تا ب بیاور

شاید که دارند . . .

آرزوے کودکے دست فروش را براے

یک دقیقه بیشتر کاسبی بر اورده میکند.

نوشته شده در شنبه 1390/11/08ساعت 10:9 قبل از ظهر توسط ♥مـــــــعود♥| |


آخرين مطالب
»
» تــــو را دوســـــت میــــدارم
» اشکی به بزرگی یک سکوت
» شاعر و فرشته
» ماه و نابینا
» همیشه عاشق هم
» دوستت دارم !
» سَلام
» مگـــــــــس
» بـ ی تُوتَمومــِ زندِگیـــمـــ ..

Design By : RoozGozar.com